ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

178

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بر تخت جد خود محمود بن سبكتكين بنشيند و خطبه‌اى كه در غزنه خوانده مىشود به ترتيب به نام‌هاى خليفه ، سلطان محمد ، سلطان سنجر و بعد از اينها بنام بهرامشاه باشد . وقتى وارد غزنه شدند سلطان سنجر سوار بر اسب بود و بهرامشاه پيشاپيش او پياده راه ميرفت تا به تخت رسيد و از تخت بالا رفت و جلوس كرد و سنجر برگشت . از آن پس در خطبه‌اى كه بنام سنجر خوانده مىشد او را « ملك » مىخواندند و در خطبه‌اى كه بنام بهرامشاه خوانده مىشد ، او را « سلطان » مىگفتند و اين عجيب‌ترين چيزى بود كه شنيده ميشد . كسان سنجر اموال بىشمارى از سلطان غزنه و رعاياى او بدست آوردند . ميان خانه‌هائى كه مخصوص ملوك غزنه بود خانه‌هائى يافت مىشد كه به ديوارهايش لوحه‌هاى نقره كوبيده بودند . همچنين در بستان‌ها نهرهاى كوچكى ديده مىشد كه ديواره‌ها و كف آنها از ورقه‌هاى نقره بود . سپاهيان سنجر اكثر اين نقره‌ها را كندند و غارت كردند . و سنجر وقتى اين خبر را شنيد كوشيد كه آنان را ازين چپاول باز دارد . و چند نفر را بدار آويخت تا اينكه ديگران عبرت گرفتند و از يغماگرى دست برداشتند . از جمله چيزهائى كه نصيب سلطان سنجر شد پنج تاج بود كه قيمت هر يك از آنها به دو هزار دينار بالغ ميشد ، همچنين هزار و سيصد قطعه زينت آلات جواهر نشان و هفده تخت از طلا و نقره بود . سنجر چهل روز در غزنه ماند ، تا بهرامشاه را بر تخت سلطنت مستقر كرد و كاملا بر اوضاع مسلط ساخت . بعد به سوى خراسان بازگشت . تا پيش از آن زمان در غزنه خطبه‌اى بنام سلجوقيان خوانده